تبليغاتX
بهترینها

بهترینها

 

برای مخاطبم

دل من یه قفله اما دست تو مث کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذم همه اش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه

اونکه دادم دلو دستش چرا دل به من نمی ده

چقدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تو می خوام سر بزارم به بیابون

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یکشب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیونو تموم کن انگاری تبت شدیده

گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی

گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

رنگ من که هیچ چی زیبا رنگ آسمون پریده

سرنوشت گریه نداره خودت اینو گفتی اما

تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده

تو منو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چقدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده

 ش

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 11:27  توسط مرتضی  | 

این وبلاگ بزودي از خود مطلب بيشتر در وكند شما نظر وده من مطلب درج وكنم

                        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 16:50  توسط مرتضی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 16:4  توسط مرتضی  |